سلام ..

يه معذرت خواهی و يه تشكر از تموم دوستان عزيزم ...

و

آخ اگه بدونی چقدر حرف تو دل دارم .. اگه تموم وقتم رو هم بزارم واسه نوشتن چيزی كه كم ميارم زمانه ...

پس از نوشتن تموم حرفهام خود داری ميكنم و فقط يه خورده از گلايه هامو سوالهامو و تصميمی كه مدتيست گرفتم می نويسم ...

اول يه سوال !؟ فيلسوف يعنی چی ؟ نه اينكه ندونم ها ، ميخوام بدونم اونی كه من ميدونم همونيه كه تو ميدونی !؟

اين كلمه ی فيلسوف الان برای من معضلی شده ...!

تو وقتی شاكی ميشی چيكار ميكنی !؟از اين شاكی های الكی و معمولی نه ، از اون شاكيهای كه دنيا دور سرت می چرخه وقتی يه چيزيو می‌فهمی ! از زندگی كردن خسته ميشی !؟يا اصلا شاكی نميشی !؟ اصلا تا حالا عصبانی شدی !؟ تا چه اندازه !؟ شايد زودم آروم شدی !؟ شايدم اصلا عصبانی نشدی !؟ به نظرت ميشه آدم عصبانی نشه !؟

...

چقدر صبر داری !؟ چقدر گذشت كردی !؟

صبوری خوبه !؟ طعم گذشت رو چشيدی !؟ شيرينه يا تلخ !؟

ميخوام اينبار از نفرت بگم :

نفرت خوبه !؟ ميگن خوب نيست !؟ جدا خوب نيست !؟

اصلا چی‌ ميشه كه آدم نفرت پيدا ميكنه !؟

يه اعتراف :

من همه ی آدمها رو دوست دارم و كوچيكترين موفقيت يا ... از هر انسانی تو هر كشوری می بينم يا می شنوم ذوق ميكنم و بيشتر وقتها اشك توی چشمهام جمع ميشه و برام خيلی شيرين و دلچسبه ...

و برعكس هر غم و ناراحتی از كسی كه ممكنه توی خيابون فقط از كنارم رد بشه ببينم دلم ميگيره و كلی فكر و خيال و تجزيه و تحليل و ...

از كسی دوری نميكنم مگر اينكه برای بار بيستم از اعتمادم سو استفاده كنه ...

حالا فكر نكنی دارم خودمو بزرگ جلوه ميدم اينها رو گفتم تا شخصيتم رو بيشتر بشناسی و جمله ی آخرم رو بگم كه با وجود اين حرفها ... ازت بدم اومده ...!

چرا !؟

تو كه بهتر ميدونی !؟

مدتهاست بهت سر نزدم و نميزنم !؟

تو دونه ی نفرت رو توی دلم كاشتی با وجود تموم بدخلقيهات و ... بازم بهت سر ميزدم و خيالم راحت بود كه حضورت رو حس ميكنم و سالمی و برام كافی بود همين ، اما الان از وقتی ننوشتم يك هفته بعدش ديگه برام مهم نبود كه وجودت رو حس كنم يا نه !؟ديگه برام مهم نبود و نيست كه الان كجايی و داری چيكار ميكنی ، ديگه مدتهاست برات دعا هم نميكنم ، ديگه برام اهميتی نداری ، حتی كوچيكترين ارزشی نداری ، از اين به بعد هم اگر اينجا بنويسم از محبتهای تموم آدمهای اطرافم و عشق و صميميت دوستام می نويسم كه توی دلم موج ميزنه ، كاری كردن كه معنی واقعی دوست داشتن رو بفهمم و برای دوست داشتنی كه توی دلم بوجود اومده ارزش زيادی قائلم و واسه آدمهای مثل تو حرومش نميكنم به پای كسانی ميريزم كه توی چشمهاشون عشق موج ميزنه و نه مثل تو غرور دارن و نه خودخواهی رو ميدونن چيه و نه باعث خرابی دوستی ديگران ميشن اونم بخاطر حسادت خودشون ...!؟

ميگن ماه هيچ وقت پشت ابر نمی مونه ...

دستت خيلی بد برام رو شد ... تو لياقت اينو نداشتی كه باهات صادق باشن تو جزو اون آدمهای هستی كه اگه بهشون راست بگی جنبه ی راست شنوی رو ندارن و بايد حتما بهشون دروغ گفت چون دوست دارن كه دروغ بشنون و متاسفم كه هميشه تو صحبتهای كه باهات داشتم توی گفتارم صداقت به خرج دادم دير فهميدم كه كی هستی ولی مهم اينكه فهميدم كی هستی ...!

حالا برو سراغ يه بهار ديگه ، مطمئنا آدمهای مثل من زيادن كه كف دستشونو نشون ميدن هميشه ، نه پشت دستشونو و با اون ها هم بازی كن ولی يه تلنگر كوچيك بهت ميزنم تا كی فكر ميكنی هستی و می تونی با احساس آدمها بازی كنی !؟ هواست باشه شايد يك ساعت ديگه اين دنيا نباشی ...!

تو خيلی ها رو ازم گرفتی ...!!؟؟

حرف و گلايه زياده ولی بيشتر از اين وقتم رو برای از تو نوشتن نميزارم ، هر چقدر ازت گفتم بسه .

...

و اينم يادت باشه كه هيچ وقت نمی بخشمت

خوش باشی با دنيایی كه برای خودت درست كردی ...

همين .