مــــــهر و میـــلاد ...
از روزی كه عزیزی وبلاگ رو برام ساخت نخواستم پست بزنم تا امروز ...
آخه امروز مثلا تولدمه !
يك سال ديگه هم گذشت و من يك سال بزرگتر شدم !
چقدر زود ميگذره اين زمان ها !
انگار همين ديروز بود ... چقدر زود دیر میشه ...!
...
همين ، ديگه هيچی به ذهنم نميرسه كه بخوام بنويسم !
از مهدیه جون و دوست عزیزشون هم تشکر می کنم بخاطر محبتهاشون ... مهدیه جون ازت ممنونم ...
ممنونم بابا جواد مهربونم برای ساختن این وبلاگ و اینکه ازم حمایت کردی که دوباره بنویسم.
+ نوشته شده در یکشنبه یکم مهر ۱۳۸۶ ساعت 9:12 توسط الهـه ی عشق ( سمیه بهار )
|
اخلاقم گنده ؟ به خودم مربوطه ! غرورم از حد گذشته ؟ به خودم مربوطه! تمام زندگیم خودخواهانه ست؟ زندگی خودمه ! از عده ای متنفر شدم ؟ به خودم مربوطه ! دوس دارم تنها باشم ؟ حسِ خودمه ! دوباره عاشق شدم ؟ دلهِ خودمه ! ... نگاهم به نگاهه اون دوخته ست ؟ چشمای خودمه! از روابط فامیلیه الکی خوشم نمیاد ؟ سلیقۀ خودمه ! صدای خنده هام از حد عادی بلندتره ؟ خوش حالی خودمه! با یه تلنگری به هق هق میفتم ؟ دردِ خودمه !عده ای را به فراموشی سپردم ؟ حافظه ی خودمه ! دلم میخواد این جوری باشم مجبور به تحمل من نیستید, راحتم بذارید , زندگیه خودمه