توجه ... توجه ...

من ...

آری من ...

حامل پيام مهمی هستم ...

پس گوش كنيد ...

دوست داشتن چون سردردی است خوش درد و سرگيجه ای مبهم ...

آنكه دوست ميدارد سر درد است و آنكه دوست داشته می شود سر درد ...

اگر بتوانی اين دو را از هم تميز دهی بايد به خودت تبريك بگوئی چون :

تو هم حامل پيام مهمی شده ای ...

مژده بده كه دوست ميداری چيزی يا كسی را ...

وای چه سردردی دارم ... خدايا ...!!!؟؟؟

...

ميدونين * گارد * توی بازی شطرنج يعنی چی ...!؟

يعنی : انتخاب كن :

يا مات شی ...! يا كيش شی و وزير تو از دست بدی ...!!!

دو راهيه بديه ... اما شما باشين كدومو انتخاب ميكنين !؟

معمائی شده اين دو راهی ...!!!

...

ما گذشتيم و گذشت آنچه تو با ما كردی

مطمئن باش و برو

ضربه ات كاری بود

دل من سخت شكست

و

چه زشت

به من و سادگيم خنديدی

به من و عشقی پاك

كه پر از ياد تو بود

و خيالم می‌گفت تا ابد مال تو بود

تو برو ، برو تا راحتتر

تكه های دل خود را آرام سر هم بند بزنم

...

!!!

هادی خسروی پور

عجبا ...!

من ميان اين همه آشفتگی درمــانده ام

من در اين شهر غريب با همه بيگانــه ام

های های گرِِیـــه ام ابر بهاری را شكست

من در اين بهت سكوت بيگانه ای آواره ام

كاش ميشد قصه ها را يك شبی بی غصه خواند

كـس نمی دانـد كه مـن با غصه ها هم خانه ام

من در اين دنيای وحشی ، من در اين آوار سوز

با تمــــام خنـــده های جاودان بیـــــــــــگانه ام

ای دریـــغا كــــــاش می شد زودتر پیـــــدا شوی

چون كه بی تو بی دل و بی عشق من ديوانه ام

رفتنت بود و نبودم را به يكباره زهم پاشيد و رفت

بودنت را می نشينم منتظر از رفتنت بی خانه ام

زنده ام ، بی‌آرزويت مرگ مشتاق من است

جان من برگـــرد ، بی‌تو مرگ را همسايه ام

چون نسيمی خوش وزيدی بودنت را ترك گفتی

ياد مــن باش ، من كه بی یــــــــــادت آواره ام

26/1/87