دردِ . . .
. . .
- سوختـی و نساختـی
- و مـرا
- در غبـار میـدان آبادی
- ویـران در باد
- رها کـردی
- هر گام تـو
- در جاده ای که جاده نبـود
- در راه نبـوده
- شعـله ای دنبـاله دار بـود
- خاکستـر
- ابـر
- ابـر خاکستـر
- خاکستـر ابـر
- از سـر و کول زمیـن
- به آسمـان می رفت
- و مـن
- دور از همـه
- از چشـم خورشیـد حتی
- ناپیـدا
- نشستـم و در ابـر و خاکستـر کاهگلـی اتـاق تنهایـی
- باران شـدم .
" سهیل محمودی "
***
درد
درد را از هر طرف بنـویسـی
همـان درد است
مثل درد مـن
مثل درد تـو
مثل درد او
که دلـش گرفتـه است
و چراغ خانـه اش را خامـوش کـرده است
مـن به روشنـی بـد نکـرده ام
که تـو آفتـاب کـوچه ی مـرا شکستـه ای
و قلبـم را به رنـج آلـوده ای
و زخم خنجـر بـر پشت مـن نهاده ای
مـن و تـو غبـاری بیـش نیستیـم
در ایـن ویـرانسـرا
یادت باشـد
..
+ نوشته شده در جمعه نوزدهم آذر ۱۳۸۹ ساعت 20:57 توسط الهـه ی عشق ( سمیه بهار )
|
اخلاقم گنده ؟ به خودم مربوطه ! غرورم از حد گذشته ؟ به خودم مربوطه! تمام زندگیم خودخواهانه ست؟ زندگی خودمه ! از عده ای متنفر شدم ؟ به خودم مربوطه ! دوس دارم تنها باشم ؟ حسِ خودمه ! دوباره عاشق شدم ؟ دلهِ خودمه ! ... نگاهم به نگاهه اون دوخته ست ؟ چشمای خودمه! از روابط فامیلیه الکی خوشم نمیاد ؟ سلیقۀ خودمه ! صدای خنده هام از حد عادی بلندتره ؟ خوش حالی خودمه! با یه تلنگری به هق هق میفتم ؟ دردِ خودمه !عده ای را به فراموشی سپردم ؟ حافظه ی خودمه ! دلم میخواد این جوری باشم مجبور به تحمل من نیستید, راحتم بذارید , زندگیه خودمه