بی تـو بـودن کار مـن نیسـت ، تا دلت نرفتـه برگـرد
دلتنگ بـودم و خسته آمـدم تا ماه نگاهت را از پشت پنجره بچینـم امـا پائیـز حرفهایـت به هوای شعـرم خورد و رعدِ یادت در واژه هایـم پیچیـد تمـام خـاطرات کز کـرده از تـو خیس شـدنـد ! چه بگویـم وقتـی دیـوانه وار سمـت گلهایـی که دارم از تـو به آب می دهـم در حرکتـم و آخرش نمی دانـم به کـدام ناکـجا آبـاد می رسـم !؟ تـازه لهجه ی شعـرم بهـاری شده بـود که تـو آمـدی . . . و نگـذاشتـی لابـه لای برگهـا شکـوفه کنـم حالا از بهـار نشانـی نیست تنهـا یک بـرگ که مـرا مـی بـرد تا رویائـی که تا به حال ندیـده ام و اینکه به او که هیچوقـت فکـرش را هم نمـی کـردم چقـدر فکـر کـردم !؟ و هنـوز دلتنگـم . . .
برای تو می نویســـــــم
برای تویی كه قلبت پــــــــــاک است
برای تویی كه تنـــــــهایی هایم پر از یاد توستبرای تویی كه قلبـم منزلگه عـــشـــــــــق توست
برای تویی كه احســـــاسم از آن وجود نازنین توست
برای تویی كه تمام هســـــــتی ام در عشــــــق تو غرق شد
برای تویی كه چشــــــمانم همـیشه به راه تو دوخته است
برای تویی كه مرا مجذوب قلب ناز و احســــــــاس پاک خود كردی
برای تویی كه وجودم را محـو وجود نازنیـــــن خود كـردی
برای تویی كه هر لحـــــظه دوری ات برایـم مثل یک قـرن است
برای تویی كه سـكوتــــــــــــــــــــت سخت تـرین شكنجه ی من است
برای تویی كه قلبـــــــــت پـاک است
برای تویی كه در عشـــــــــــق ، قـلبت بی باک است
برای تویی كه عـشــــــقت معنای بـودنـــم است
برای تویی كه غمــــــــهایت معنای سوختنـم است
برای تویی که آرزوهایـــــــــت آرزویـم است
برای تو که هیــــچ وقـــت نفهمـــیـدی دوستـــت دارم
.....

اخلاقم گنده ؟ به خودم مربوطه ! غرورم از حد گذشته ؟ به خودم مربوطه! تمام زندگیم خودخواهانه ست؟ زندگی خودمه ! از عده ای متنفر شدم ؟ به خودم مربوطه ! دوس دارم تنها باشم ؟ حسِ خودمه ! دوباره عاشق شدم ؟ دلهِ خودمه ! ... نگاهم به نگاهه اون دوخته ست ؟ چشمای خودمه! از روابط فامیلیه الکی خوشم نمیاد ؟ سلیقۀ خودمه ! صدای خنده هام از حد عادی بلندتره ؟ خوش حالی خودمه! با یه تلنگری به هق هق میفتم ؟ دردِ خودمه !عده ای را به فراموشی سپردم ؟ حافظه ی خودمه ! دلم میخواد این جوری باشم مجبور به تحمل من نیستید, راحتم بذارید , زندگیه خودمه