كـم كـم

فـرامـوش ميكنـم

خـودم را

رويايـم را

بـاران را

از تـو هـم ديگـر

يـادی نمی مانـد

مگـر گاهـی

با قهـوه ای

تلـخ !

 .....

من بخـاطر تـو از خـودم گذشتــم

و تـو بخـاطر خـودت از من گذشتی

اين فـاصله كوتاهتـر از اين نميشـه

...

گفتـی فـردا ، همـه چيـز درست ميشه

گريـه نكن

اشك نريـز

وقـتی بيـدار ميشـی ، من هنـوز اينجـام

وقـتی بيـدار ميشـی ، با تـرسهات مبـارزه ميكنـی

ولی ...

حـالا من

قلبـم رو ازت پس ميگيـرم .

 

روياهـايــم را

ديشـب گذاشتــم دم در

بيچـاره رفتگــر ./