به سراغ من اگر می آيی آسوده بیا چند وقتيست كه فولاد شده چينی نازك تنهايی من
نصف اشباهاتم ناشی از اين است كه وقتی بايد فكر كنم ،
احساس می كنم
و وقتی كه بايد احساس كنم
فكر می كنم...!
خسته شدم از آدم هایی که اینقدر صادقانه ... دروغ می گویند !
...
ببین دلخوری ، باش .
عصبانی هستی ، باش .
قهری، باش .
هر چی می خوای باشی باش ولی حق نداری با من حرف نزنی ؛ فــهمیـــدی ؟
پ ن : دیالوگ خسرو شکیبایی
+ نوشته شده در سه شنبه شانزدهم خرداد ۱۳۹۱ ساعت 0:35 توسط الهـه ی عشق ( سمیه بهار )
اخلاقم گنده ؟ به خودم مربوطه ! غرورم از حد گذشته ؟ به خودم مربوطه! تمام زندگیم خودخواهانه ست؟ زندگی خودمه ! از عده ای متنفر شدم ؟ به خودم مربوطه ! دوس دارم تنها باشم ؟ حسِ خودمه ! دوباره عاشق شدم ؟ دلهِ خودمه ! ... نگاهم به نگاهه اون دوخته ست ؟ چشمای خودمه! از روابط فامیلیه الکی خوشم نمیاد ؟ سلیقۀ خودمه ! صدای خنده هام از حد عادی بلندتره ؟ خوش حالی خودمه! با یه تلنگری به هق هق میفتم ؟ دردِ خودمه !عده ای را به فراموشی سپردم ؟ حافظه ی خودمه ! دلم میخواد این جوری باشم مجبور به تحمل من نیستید, راحتم بذارید , زندگیه خودمه